همیشه یک قسمتی در من شدیدا دلش میخواد به بقیه کمک کنه و پای حرفاشون بشینه و لحظه ب لحظه زندگیشون رو مجسم کنه غصشونو بخوره و باهاشون حرف بزنه و حلش بکنه.... اصلاهمینه ک به روانشناسی علاقه مند شدم.. قبلا اینقدر شدت داشت حتی فارق از این بود ک طرف چنگیز خان مغول باشه یا ساراکوچولو...*الانم کم نشده فقط چنگیزخان های مغول رو میشناسم و اصلا نزدیک نمیشم ک ..